به همه آنهایی که وبلاگ من را نمی خوانند و به آن یکی دو نفری که ای
گهگاهی سری به من می زنند سال نو را تبریک می گویم.
هرچند٬ سال نو این حقیر مثل ۱۰ سال پیش با جابجایی و دوری از وطن
شروع شد٬ نمی خوام بگم ناراحتم اما خوب راحت هم نیستم.
اینکه سر سال تحویل به جای اینکه پای سفره هفت سین باشی مجبور
بشی از میله مترو آویزون بشی و بعدش هم نه Persian TV نه Radio Farsi
خلاصه خیلی مقبول نمی افتد.اما خوب خود کرده را تدبیر نیست.
باز بايد سرنوشت از سرنوشت
بگذریم ٬ فقط خواستم بگم دلتان گرم و لبتان شاد و تنتان شاداب و روحتان
آزاد باد.
این نوشته هم با اجازه وبلاگ لانگ شات(http://pouraj.blogspot.com میذارم
اینجا خیلی خوشم اومد از متنش:
بهاریه
بهار هم عصای دستمان باشد برای سفرهی هفتسین. بعدِ بهار اگر عمرمان به دنیا
بود، میدهیم قابِ فرنگی بگیرند و شیشه بندازند و میخ کنند به دیوار، که شاهدِ
اصالتِ خانواده باشد پیش مهمانِ غریبه. محض خاطرجمعی.
آینهی نقرهکوب و تنگِ بلور را گذاشتهایم. بهانضمام قرآنِ درباری و حافظِ اجدادی و
سکّهی عباسی و سمنویِ یخی... خوشهی گندم و شاخهی سنبل و ماهی ِ گلی...
سیبِ درشتِ سواکرده و سنجدِ بوداده...کلّهی سیر وسرکهی پیر و سماق نابِ تبریز و
یکپیاله سبوس... نارنج و کاسهی آب... خُرفهی سبز تابدار.
منّت تمام کردیم به سفرهداریِ بهار. بلکه قدم سر چشم بگذارد و بیاید و سر شود
این زمستانِ بداَخم بیپیر.
نوروزتان مدام.الهی که روزگار نو،روزگارصحّتِ تن باشد وسلامتِ جان.سفرهها پربرکت،
مملکت امن وامان،خانه وزندگی وصحن وسراتان آباد،هرچه مظلوم اسیر است آزاد،
چشم بد از همه دور، رحمتِ اهل قبور، شبتان نورانی، خوشی خندهی نورزویِتان
طولانی، پدر و مادر و همشیره و اولاد و برادر سالم، عزّتِ مُلکِ سلیمانی ایران دائم،
دلتان دور از غم.
نقل از http://pouraj.blogspot.com
بعد از مدتها شیش و بش بالاخره دستم به قلم ببخشید صفحه کلید رفت و شروع
کردم به تراواندن ذهن در پهنه اینترنت.
در پست بعدی مفصل خواهم گفت از گذشته و اینکه چگونه گذشته و چه زود گذشته
و چگونه می خواستم و می خواهم که بگذرد.
پس اگر حس کردید که شاید هم دلیم و هم صدا و می خواهیم با هم بگوییم و بپرسیم
و بدانیم تا بمانیم دریغ نکنید از خط نوشته ای.
تنگی دل را به کلمات بسپاریم و مرور کنیم با هم آنچه را گذراندیم و بیآغازیم بهتر
گذراندن را در کنار یکدیگر و برای یکدیگر.
تا بعد در پناه یزدان آگاه و بخشنده