تبليغاتX
طنین صدای آشنا
اجتماعی - ادبی - فرهنگی - هنری - سیاسی
بالاخره نسخه دانلودی " علی سنتوری " اومد تو اینترنت منم که بیکار دیشب دانلودش

کردم امشب دیدمش یعنی همین چند دقیقه پیش تموم شد. چیزی که مینویسم فقط

نظر شخصی منه.منتقدحرفه ای نیستم زیاداز سینماو فیلم وفلسفه هم سر در نمیارم

بنظر میاد مهرجویی دیگه مهرجویی سابق نیست عدم هماهنگی تصویر و ریتم موزیک

در فیلم مخصوصا زمانی که سازها رو نشون میده هر چند شاید این نسخه نهایی فیلم

نباشه اما به هر حال از مهرجویی بعیده بعدشم بنظرم اومد مهرجویی میخواسته خاطره

"هامون"و حمید هامون رو دوباره زنده کنه بنظرم بازی رادان خیلی شبیه به بازی خسرو

 شکیبایی در هامون هست حتی علی سنتوری هم دو شخصیتیه یکی عاشق و هنرمند

اون یکی معتادو وابسته یجورایی مثل دوگانگی هامون که هم عاشق زنش بود هم وابسته

 "علی" که در خیالش بود.

مهرجویی هنوز هم فلاش بک رو بخش اصلی کارش قرار داده و تقریبا بیشتر فیلم با رجوع به

گذشته پیش میره به هر حال مهرجویی هنوز هم"مهرجویی"است حتی اگر بتوان گفت که در

حد مهرجویی کار خیلی متفاوتی نیست ولی درقیاس باکارهای دیگر سینماگران ایرانی هنوز

یک سر و گردن بالاتر از همه است.هر چند هنوز هم از مهرجویی انتظار"هامون"ی دیگر میرود

که در آن با هر حرکت دوربین و هر جمله فیلم سخنی به تصویر کشیده میشد اما "سنتوری"

با وجود خالی بودن از آن حرکتها و دیالوگها و مونولوگها قابل دیدن است و البته تعمق.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط علی  | 

باز باران با ترانه

    با گوهرهای فراوان

                      میخورد بر بام خانه

دو سه شبه این موقع ها بارون میگیره  قشنگه داشتم از پشت پنجره بارون رو نگاه میکردم

یاد این شعر و دوران دبستان افتادم یادش بخیر خوش گذشت بهمون        

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 3:32 قبل از ظهر  توسط علی  | 

خیلی سخته که آدم ندونه به خاطر آرزوهاش باید زندگی کنه یا به همراه خاطراتش.

ما که نه خاطره درست و حسابی داریم نه آرزوهامون بنظر دست یافتنی میاد.

به عبارتی آویزونیم.

                              کجای این شب تیره بیاویزیم

                                                        قبای ژنده خود را

نمیدونم شاید این روزها یه کمی بی حوصله ام که اینا رو نوشتم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط علی  |