یاد این شعر افتادم که مادربزگم برامون می خوند٬گوشه حیاط روی تخت لم میداد و
قلیون دود می کرد و بازی نوه هاش رو نگاه می کرد.ما هم سر گردوندن ذغال گردون
که توش ذغال درست می کردن دعوامون می شد.
خونه قدیمی هنوز پابرجاست٬همون حوض و همون درخت سیب کنارحوض هنوزسر
جاشون هستند ٬مطبخ گوشه حیاط هم هنوز هست اما اون آدمها دیگه نیستند ٬ یا
رفتن سفر ابدی یا اونقدر درگیر روزمرگی زندگی هستند که یادشون میره به خونه
قدیمی سر بزنن ٬ اما مطمئنم که اونا هم مثل من توی خلوتشون یا وقت گفتن
خاطراتشون یاد خونه قدیمی میافتند و همین باعث میشه تا باز هم در جایی توی
خاطراتمون به هم نزدیک بشیم.
یاد باد آن روزگاران یاد باد
فیلتریده٬ بابا دست مریزاد٬ای ول٬خوشم اومد.اینا تازه فهمیدن که انقلاب مخملی
ونارنجی واینا اصلا مهم نیست بلکه این انقلاب گوگولیه که خطرناکه٬اصلا از همون
ده دوازده سال پیش معلوم بود که این گوگولیها با این اسم عجیب غریبشون نیات
غیر متعارفی دارند والا آدم عاقل که اسم سایتش رو نمیذاره گوگولی بعدشم بیاد
یه کاری کنه که هرچی اطلاعات هست بدست دیگران برسه ٬تازه اونم با عکس و
تفصیلات. خلاصه دست مریزاد به این شرکت کنترل دیتا که زده تو خال.
کوچه ای با نشان و بی نشان ٬کوچه ای پر عبور و بی انتها.
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم.....
امشب یه کم رومانتیک شد یادم رفت سلام کنم به برو بچ ٬ حال شما چطوره ؟ اوضاع که
میزونه انشالله ؟
عصری از شرکت رفتم بیرون به کارای خودم برسم که زنگ زدن بیا که آتیش گرفتیم منم
با حال گرفته سر و ته کردم رو به شرکت برق اشکال داشت تا الآن درگیر اون بودم اینه که
با حال خستگی مفرط دارم این چند خط رو می نویسم. این بچه خورده ها هم که همش
نق میزنن اعصاب آدم براده میشه احساس خستگی بیشتر میزنه بالا.
با اجازه برم یه کمی به خودم برسم یه چیزی بخورم.
فردا شب برمی گردم دوباره.
شب من نیست٬خیلی چیزا ازذهنم میگذره اما نمیتونم بنویسمشان٬امشب آشفته
فکر می کنم نمیدونم چرا اما دل و دماغ درست و حسابی ندارم٬ آخرش به این نتیجه
رسید که سلامی بدم٬احوالی بپرسم و رفع زحمت کنم شاید یه چند ساعتی خواب
کمک کنه بهم. بخش آهنگ روز هم ندارم بی خیالش شدم امشب.
تا بعد ایام به کام.
گله می کرد که بی وفاییی بی وفایییییی دل مننننن از غصه داغون شده ٬ یعنی اینکه
چرا کم می نویسم یا دیر به دیر می نویسم ٬خوب این نکته واضح و مبرهن است وغیر از
من دانشمندان دیگر هم
ثابت کرده اندکه نوشتن هم وقت میخواد هم حوصله من هم
که این روزا اونقدر تو شرکت سرم شلوغه که بعضی روزها یادم میره ناهار بخورم و به این
جهت مورد اعتراض جوامع حقوق شکمی قرار گرفته ام درثانی این نوشته های ما هم که
مالی نیست که دندان گیر باشه معهذا به روی دو تخم چشم دوست عزیز هر وقت بشه
یه چیزایی قلمی می کنیم فعلا که خواست ملوکانهء ما بر این قرار گرفته که هر از گاهی
از صندوقچه خاطرات چیزکی بیرون بکشیم و به وادی E-Khatereh ( اصطلاح جدید) سپارم
پس Stay Tune with me
حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله
دبیرستان تا مدرسهء راهنمایی ما فقط یک چهارراه بود یعنی حدود ۱۵۰ متر.
از قبل به مناسبتهای مختلف گاه گداری میومدیم به این دبیرستان ٬ مضاف بر اینکه چون
شهر کوچیک بود خوب اکثرا همدیگرو میشناختیم یا فامیل بودیم یا بچه محل.
تو شهرمااین تنها دبیرستان پسرانه بود که رشته ریاضی داشت یعنی فقط رشته ریاضی
و فیزیک داشت و تجربی.
به هر حال سالی که نزول اجلال فرمودیم به دبیرستان ٬ یه آقایی بنام رمضان سرایدار بود
که مش رمضان صداش میکردیم ٬ نظر به داشتن سابقه درخشان قبلی نزد مش رمضان
همون روز اول٬ یعنی صبح علی الطلوع اول مهرماه سال ۱۳۵۹ ٬ مش رمضان ضمن اقدام
به انسداد راه بنده و هیئت همراه و تفتیش کامل بدنی ضمن سخنرانی مبسوطی هشدار
دادند که درصورت اقدام به هرگونه اعمال خلاف قوانین ایشان به شدت با ما برخورد خواهند
کرد بعدش هم لیست بلند بالایی ازقوانینی که خودش وضع کرده بود و یا به تناسب شرایط
زمانی ازطرف مقامات به ایشان ابلاغ شده بودبه سمع و نظر مارساندند و اجازه دخول صادر
فرمودند.
حالا قصه ء ما تقریبا از اینجا شروع میشه٬ پس بزارین تا حواسم رو جمع کنم که ببینم چی
یادم میاد تا براتون بنویسم.
تا بعد گوشتان سرشار از ترانه لب کارون باد. عزت زیاد
آهنگ روز: Je Cherche Lombre از آلبوم D'Elles خانم Celine Dion سال ۲۰۰۷
بزرگی بودبازمین فوتبال تقریبادرحد استاندارد که پشت ساخنمان اصلی قرار داشت
بنای اصلی ساختمانی آجری بود بجامانده ازجنگ جهانی اول و دوم وحضور نیروهای
متفقین و خصوصا انگلیسیهادر ایران که بعداز جنگ باتغییراتی جزئی به مدرسه بدل
شده بود و در چند دهه بعد هنوز هم بدون تغییراتی عمده و فقط با اضافه شدن چند
ساختمان جدید در گوشه و کنار آن در سال ۱۳۵۹ پذیرای من والباقی اوباش محترم
هم گروه من شد تاضمن آموزش علم و دانش به ماامیدهای آینده مملکت کاری کند
که هم بر ما و هم به تمام دنیا ثابت شود که بابا مردم ٬ علم بهتر از ثروت است.
اما خداییش ما هر کاری کردیم و با استفاده از تمام علم و هنر و دانشی که در نهاد
ما بصورت Default کاشته و داشته و آماده برداشت شده بود٬نتوانستیم ثابت کنیم
که چی از چی بهتره. خلاصه این آقای دبیرستان (چون اسم یه آقای خیلی مشدی
و بامرام و توپ روش بود) از همون اول تشریف فرمایی ما تبدیل شد به پاطوق اصلی
من واکیپ اوباش محترم همراه.
این دبیرستان سابقه درخشان ونورانی(منظورم هاله نور و یا هرنوع هاله دیگری نیست
وصله دارمون نکنین)در پرورش و نگهداری و فرآوری مغزهای فراری داشت و تقریبا کلهم
اجمعین فارغ شدگان آن مبتلا به فرار مغز شده بودند٬بعدها فهمیدم که این نوع ویروس
تو دبیرستان ما خیلی شایع بوده و شنیدم که این اواخر اداره محترم آموزش و پرورش
به جهت مبارزه با این ویروس تقریبا دبیرستان سابق ما را ویران کرده و از آن حالت بدر
آورده ومدرنیزاسیون مبسوطی به راه انداخته که بیا و ببین و به این ترتیب راه مغزها رو
بسته تا فرار نکنند.
این مقدمه برای این بود که بگم :
مژده ....مژده ٬میخوام از این به بعد شروع کنم خاطرات سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ را مرور
کنم تا هم یادی از گذشته شده باشه و هم شما یه حالییییی برده باشین.
پس تا قسمت بعد ٬ سبز آلبالویی باشید.
آهنگ روز : Femme Comme Chacune از آلبوم D'Elles خانم Celine Dion سال ۲۰۰۷
زدم مدت نسبتا زیادی بود که فرصت نمیکردم درست وحسابی چرخی توی اینترنت بزنم.
طبق معمول یه چندتایی برسم ماضی مشغول زد و خورد لفظی با هم بودند و دانسته ها
و چه بسا شنیده هاشون رو به رخ همدیگه پرتاب می کردند.
پیش خودم فکر کردم چرا ماایرانیها تحمل شنیدن حرف وانتقاددیگران را حتی توی این فضا
نداریم؟چرا وقتی یه نفر ازما انتقاد می کنه به چشم دشمن بهش نگاه می کنیم وبه جای
گوش کردن و گفتمان باب کفتمان را باز می کنیم و بعدش هم می خواهیم گردن منتقد را
با ساطور تخریب و افترا و فحش و ناسزا قطع کنیم.
به هرحال یه جورایی دلزده شدم٬شاید تصمیم بگیرم این وبلاگ رو از فارسی به انگلیسی
تغییر بدم و تبدیلش کنم به یه وبلاگ تخصصی با موضوع کامپیوتر و الکترونیک و تکنولوژی.
اما خوب نگران نباشین حالا به این زودی که نه تا ببینم چی میشه.
با درود به روان پاک عمو نوروز و آرزوی آب شدن تمام بستنیهای دنیا و فتح قله های فشم
آهنگ روز: Berceuse از آلبوم D'Elles خانم Celine Dion - سال ۲۰۰۷
کلی کارسرم ریختن که اصلاربطی هم به من ندارن اما بیخودی منو درگیرش کردن
هرچند تقصیر خودم بود نتونستم بگم نه ٬ هرچند خودم هم بی میل نبودم که یه
خورده دردسر خودم رو زیاد کنم٬حالا تابینم چی پیش میاد٬کل برنامه ام بهم خورد
میخواستم برم مسافرت که به این زودی دیگه نمیتونم پس مجبورم یه کم بیشتربه
وبلاگم برسم. به هر حال تا ببینم چی میشه. فعلا عزت زیاد.
آهنگ روز : A Cause از آلبوم D'Elles خانم Celine Dion سال ۲۰۰۷