تبليغاتX
طنین صدای آشنا
اجتماعی - ادبی - فرهنگی - هنری - سیاسی
سلام

دوباره سروکله این حقیر پیدا شد.

یکی نیست بگه بابا وقت خوابه خیلیها خوابیدن خوب تو هم بخواب٬ اما خوب ٬خوابم

نمیاد خیلی وقته خوابم نمیاد از جماعت خواب آلوده هم خوشم نمیاد هرچند خواب بر

هر درد بی درمان دواست ( شایدم نیست ) گفنم خواب یاد خوابی که دیدم افتادم

 خواب می دیدم عروسی دعوت دارم توی یه خونه قدیمی ٬ خونه برام آشنا بود اما

 نمیتونستم تشخیصش بدم ٬ داشتم کفش مهمونها رو جفت می کردم تا رسید وقت

شام به من گفتن غذا بدم منم شروع کردم نون سنگک تیکه کردن و با کاسه آبگوشت

 دست خلق الله دادن وقتی بیدار شدم فکر می کردم آخه مگه تو عروسی آبگوشت

میدن ؟؟؟ خوب چرا می خندین  خوابه دیگه نمیشه ندیدش که .

حالا تو این هیر و ویر خواب دیدن و از خواب پریدن وخواب کردن و بخواب زدن و خواب نما

 شدن و خواب بخواب رفتن دلم هوس سنگک شاطر امان (خدا رحمتش کنه شاطرمحل

 بود) کرده بود که وقتی برق میرفت هیزم میانداخت تو تنور و نون سنگک هیزمی میداد

دست مشتریها.

خمیرگیرش (نور اهورایی نثار روحش ) اصلا اهل خواب نبود ٬ کله سحر میومد نونوایی را

باز می کرد خمیر میگرفت وسفره صبح اهل محل رو با گرمی نون سنگک گرم میکرد.

حالا تو فکر کن گرمی سنگک تو دستات با حرارت کاسه حلیمی که از کبابی عابدینی

خریدی جمع بشه٬شوق ریختن روغن داغ ودارچین و شکر هم اضافه کن بعدببین خدا

 وکیلی خواب بهتره یا حلیم صبحونه با سنگک داغ و تازه؟؟ آی خونه دار و بچه دار خواب

 رو ولش کاسه رو وردار و بیار.

این آخر هم یه تیکه شعر کوچولو هست با به دنیا معنی میذارم بلکه ازش خوشتون بیاد

 

                                      بر درخت زنده بی برگی چه باک
 
                                                  وای بر احوال برگ بی درخت

 راستی تا یادم نرفته دوشنبه سالروز درگذشت مرد بزرگ تاریخ معاصر ایران و آزاد مرد

خاک پاک ایران "دکتر محمد مصدق"بود روحش شاد و راهش پر رهروباد که نه یک مرد

 بلکه یک اسطوره بود. یادش تا ابد بر تارک تاریخ این مرز و بوم خواهد درخشید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط علی  |